|
|
|
|
|
هرگز نخواهی توانست خود را برای دوستت چنانکه بايد بيارائی.پس برای او خدنگی و اشتياقی به ابرانسان باش! دوست ميبايد در پی بردن و دم فروبستن استاد باشد:همه چيز را به چشم نبايد ديد.رويايت بايد بر تو فاش کند که دوستت در بيداری در چه کار است. برده ای؟! پس دوست نتوانی بود.خودکامه ای؟!!پس دوستی نتوانی داشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ اینو به این دلیل نوشتم که مدتیه تصمیم گرفتم به دوستانم باج ندم!!!! دیگه یه کم زیادیشون شده بود! خسته شدم از اینکه صبوری کنم و همیشه فقط به فکر دل اونا باشم. یادم اومده که خودم دل دارم از دل اونا هم بزرگتر و قشنگتر!!!!! دیگه نمی خوام برده باشم!
|
||