<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مرجان</title>
<link>https://marjan.blogfa.com</link>
<description>کیش. نه، کیش و مات</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 15 Dec 2017 00:05:07 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>بازگشت</title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/129</link>
<description>هوووووووورا 😊 🌸 🌷 ❤</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2017 00:05:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/129</guid>
</item>
<item>
<title>روز  مهربانی</title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/128</link>
<description>سلام آقای پدر....! فدای اون خنده قشنگ و پر مهرت که هرگز تا لحظه آخر از من دریغ نکردی وقتی صدات میکردم آقای پدر. یا وقتی خودم رو لوس میکردم و میگفتم باباجی. کوه محکم من. دنیای پر از شادی و مهر و محبت من. هر سال من روز پدر در حسرت وجودت به ه مه مهربونهای اطرافم این روز رو تبریک میگفتم. اما بابا امسال چی؟؟؟ امسال که روز پدر هفدهمین سالروز پرکشیدنت در آغوش خودم هست. باید به کی تبریک بگم؟؟؟ باید به کی دلمو خوش کنم؟؟ کی باید بازم به من یادآوری کنه که باید قوی</description>
<pubDate>Mon, 12 May 2014 23:46:17 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/128</guid>
</item>
<item>
<title>گابو</title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/127</link>
<description>دیشب وقتی خبر مرگ گابریل گارسیا مارکز رو خوندم دلم گرفت. از اینکه دیگه کسی رمان جادوئی نمینویسه تا ما بخونیم و بخونیم و بخونیم تازه بعد از سالها بفمیم که چی گفته. دلم براش تنگ میشه چون با عشق سالهای وبا عاشق شدم و با سرهنگ توی لابیرنتش دویدم و باهاش گزارش یک قتل رو مرور کردم و شبهای زیادی در پائیز پدرسالار قهقهه زدم تا بخوابم. با داستانهای کوتاهش مشغول شدم و در ساعت نحس با عشق و شیطانهای دیگرش همراه شدم تا به آقای رئیس جمهور شب خوش بگم.</description>
<pubDate>Fri, 18 Apr 2014 17:53:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/127</guid>
</item>
<item>
<title>ترور شخصیت و پاکسازی طبیعت...</title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/126</link>
<description>حدود 2 هفته قبل برای اولین بار تو همه این سالها که فیس بوکی هستم عضو یه گروه شدم در مورد محیط زیست!!!! ادمین گروه که منو ادد کرده بود خانومی هست که من نمیشناسمشون. اما توی پروفایلشون دیدم که فعال حقوق زنان هم هستند!!! توی این مدت 2 برنامه پاکسازی داشتند که من به دلیل بیماری شدید ( که هنوز هم دست از سرم برنداشته ) شرکت نکردم. بچه های جوان و باحالی تو گروه هستند. کلی شبها شیطونی میکردند و میخندیدند.</description>
<pubDate>Tue, 15 Apr 2014 20:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/126</guid>
</item>
<item>
<title>گواه دل</title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/125</link>
<description>هیچ نمی دانی تا آنگاه که دلت گواهی دهد. - ریچارد باخ</description>
<pubDate>Fri, 11 Apr 2014 22:24:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/125</guid>
</item>
<item>
<title>مرغ هوا</title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/124</link>
<description>هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرامترين خواب جهان خواهد بود !!!</description>
<pubDate>Thu, 06 Mar 2014 21:40:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/124</guid>
</item>
<item>
<title>چنين گفت زرتشت...</title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/123</link>
<description>دوست!!! هرگز نخواهی توانست خود را برای دوستت چنانکه بايد بيارائی.پس برای او خدنگی و اشتياقی به ابرانسان باش! دوست ميبايد در پی بردن و دم فروبستن استاد باشد:همه چيز را به چشم نبايد ديد.رويايت بايد بر تو فاش کند که دوستت در بيداری در چه کار است. برده ای؟! پس دوست نتوانی بود.خودکامه ای؟!!‌پس دوستی نتوانی داشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ اینو به این دلیل نوشتم که مدتیه تصمیم گرفتم به دوستانم باج ندم!!!! دیگه یه کم زیادیشون شده بود! خسته شدم از اینکه صبوری</description>
<pubDate>Sun, 30 Oct 2011 09:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/123</guid>
</item>
<item>
<title>برخیز</title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/122</link>
<description>در روزگاری که لبخند آدمها به خاطر شکست توست، برخیز تا بگریند...</description>
<pubDate>Thu, 26 May 2011 07:43:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/122</guid>
</item>
<item>
<title>باز هم بهار ...</title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/121</link>
<description>ای دوست درين روز دل افروز بهاری دلتنگ درين خانه ی غمگين به چه کاری؟ صبح است، نخواهی نفسی تازه برآری با اهل جهان گفتنی از مهر چه داری؟؟؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ نمیدونم چرا بازم اینو نوشتم شاید به یاد همه خوشیهای بهار ۸۴ که اهل حرف زدن بودم چون آدمای پرمهری هم بودند که با اونا سخن از مهر بشه گفت. امروز اما در خانه کسی نیست...</description>
<pubDate>Mon, 04 Apr 2011 20:27:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/121</guid>
</item>
<item>
<title>اسم نداره!!! </title>
<link>https://marjan.blogfa.com/post/120</link>
<description>ماه رمضان هم اومده اما نمیدونم چرا حال و هوای هرسال رو نداره. شده مثل عید که عطر بهار رو حس نمیکنی یا مهر که بوی مدرسه به مشام نمیرسه! هر چی مینویسم نمیدونم چرا آپ نمیشه نوشته بودم در مورد برنامه آقای نقوی در تلویزیون و هیپنوتراپی و دوستان مزدوج در حال جدائی! هروقت حسش بود دوباره مینویسمشون!</description>
<pubDate>Sat, 21 Aug 2010 21:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>marjan</dc:creator>
<guid>marjan.blogfa.com/post/120</guid>
</item>
</channel>
</rss>
