شاخه طوبی!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

تو و طوبی و ما و قامت یار              فکر هرکس یه قدر همت اوست

 

 

 

 

خسته ام...

 

 

بالاخره بعد از چند روز از رختخواب دراومدم!!!!!!!!! از همه چیز محروم بودم حتی تلفن!!! کامپیوتر که

 

دیگه گناه کبیره بود!!! ولی کاش حالا هم خوب نشده بودم !!!!!!!! آشپزخونه تکونی داشتم دوباره!!

 

حالا نجات پیدا کردم! البته قاچاقی اینجام!!!

 

زود میام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

ترانه... زندگی، مرگ... یادها و خاطره ها

 

 

 

در چه روزی هستیم؟

 

ما، تمام روزها هستیم

 

دوست من

 

ما، تمام زندگی هستیم

 

دلدار من

 

یکدیگر را دوست دارم و زندگی می کنیم

 

زندگی می کنیم و یکدیگر را دوست داریم

 

و نمی دانیم زندگی چیست

 

و نمی دانیم روز چیست

 

و نمی دانیم عشق چیست.

 

 

آقا معلم مهربون ما متاسفانه به سوگ پدر نازنینش نشسته. امیدوارم که جنت مکان و با بزرگان و

 

مقربان درگاه حق محشور باشند. من به تو  خوش آمد گفتم!!! خوش آمدی پر از غم! آره برادر نازنینم، به

 

جمع ما خوش آمدی. همیشه وقتی ما حرفی میزدیم، وقتی شاگردانت رو میدیدی که بزرگ مرد

 

زندگیشون نیست، خیلی خوب درک میکردی، اما امروز غم یادها و خاطره ها رو لمس میکنی و با اونا

 

زندگی میکنی.غمت مثل همیشه غم همه ماست. برات آرزوی روزهائی پر از موفقیت، سلامت و همه

 

چیزای خوب دیگه رو دارم.

 

 

میخوای انساندوستانه رفتار کنی؟؟!! بسم ا...

 

 

بندر که بودم با یه آقا معلم روی نت آشنا شدم که خیلی ارادت دارم بهش! آخر احساس و دلسوزیه!

 

یعنی اینجوری بگم بهتره که معلمی برازنده اشه! یه سر به وبلاگش بزنید تا متوجه کل قضیه بشید و اگه

 

میخواید انساندوستانه رفتار کنید اونجا بهترین جاست!

 

آقا معلم قبلا هم گفتم. اگه شیراز کاری از دست من برمیاد مضایقه نکن. تلفن رو هم میتونی از

 

بندرعباس سیتی بگیری!