تهران و البته اینبار مشهد!!!!

 

 

سلام جاتون واقعا خالی!!! وقتی امام رضا بطلبه دیگه همه چی با هم جور میشه. رفتیم سه روزه و

 

برگشتیم. با کلی ماجرا واز همه مهمتر دیدن مریم عزیزم که عکس منو هم اینجا گذاشته!!! رفتید

 

مشهد یادتون باشه هتل مثلا ۳ ستاره سفیر ستاره هاش تقلبیه و هتل مشهد حتما باعث گرسنگی

 

مدام و یا سوءتغذیه شما میشه!!! اما خیلی خوش گذشت و من هم که از همه فرصتهام استفاده

 

میکنم که بخندم !!!

 

 

 

قبل از رفتن به مشهد هم رفتیم نمایشگاه قرآن که اونم جاتون بسی بسیار خالی بود!!! کلی مسئله

 

پرسیدیم که آخر مسئله بودن و نهایتا ... بماند. در ضمن دنبال ۲ تا مسجد بی بضاعت میگردیم که اگر

 

کسی میشناسه لطفا معرفی کنه.

 

 

اینروزها با رایان که پس فردا برمیگرده ولایت خارجه و رامونای گلم و اعضای خانواده اشون هستم. باز هم

 

جای همگی خالی فردا شب عروسی!!!! ( متاسفانه اینجا آیکون دست و رقص نداره!!!!)  امشب با

 

رامونا و فرحناز و یکی از دوستانش رفتیم این هایپرمارکتی که یه آقای عرب اینجا باز کرده . ولی واقعا جای

 

تاسف داره که هیچ ایرانی نبود که بخواد همچین سرماه گذاری بکنه که یه اجنبی بتونه امتیازش رو

 

بگیره!!!! بگذریم.

 

 

سلام تهران...

 

 

بالاخره پریدم تهران!!!! سلام تهران. سلام سپیده نازنینم. سلام آقا مهدی گل که از جمعه تا الان

 

کلی زحمت کشیدی. و سلام همه دوستای نازنینم. قراره یه یک ماهی اینجا باشم پناه بر خدا!!!!

 

من که توی شیراز رانندگی نمی کنم اینجا مجبور شدم رانندگی کنم!!! این یعنی ترکوندن!!!

 

نمیدونم سپیده چطوری جرات کرد با من بیاد ولی خودم همه اش دعا خوندم!!! از بس این پریسا

 

گفته بود رانندگی توی تهران وحشتناکه!!!! البته به این نتیجه رسیدم که اونه که بلد نیست برونه!!!!

 

البته خوشحالم که اینجا رو نمیخونه!

 

روز اول که دست آقا مهدی گل درد نکنه وقتی اومد دنبالم فرودگاه منو برد همه شهر چرخوند. شمال و

 

جنوب و مشرق و مغرب!!! جای همه خالی! بعد هم که خونه سپیده، از اون روز تا امشب اینقدر

 

خندیدم که قابل وصف نیست. نپرسید چرا چون نمیشه گفت!!!!

 

جمع وبلاگ نویس ها هم از دستم رفت!!! یه شب دیر فهمیدم!خلاصه که آقایون و خانوم های وبانه

 

توجه کنید!

 

خوب من فعلا باید برم. خیلی چیزا هست که توی همین چند روزه اتفاق افتاده که شنیدنیه!!