گابو

دیشب وقتی خبر مرگ گابریل گارسیا مارکز رو خوندم دلم گرفت. از اینکه دیگه کسی رمان جادوئی نمینویسه تا ما بخونیم و بخونیم و بخونیم تازه بعد از سالها بفمیم که چی گفته. دلم براش تنگ میشه چون با عشق سالهای وبا عاشق شدم و با سرهنگ توی لابیرنتش دویدم و باهاش گزارش یک قتل رو مرور کردم و شبهای زیادی در پائیز پدرسالار قهقهه زدم تا بخوابم. با داستانهای کوتاهش مشغول شدم و در ساعت نحس با عشق و شیطانهای دیگرش همراه شدم تا به آقای رئیس جمهور شب خوش بگم. دست آخر هم بعد از صد سال تنهائی و دربدری یهتر دیدم قاطی شخصیتهای گم شده اش بشم شاید یه روزی و یه جائی تونستم بازم خودم رو پیدا کنم.

                   

روحت شاد و یادت گرامی. همیشه با کتابهایت و به یادت خواهم بود.

ترور شخصیت و پاکسازی طبیعت...

حدود 2 هفته قبل برای اولین بار تو همه این سالها که فیس بوکی هستم عضو یه گروه شدم در مورد محیط زیست!!!! ادمین گروه که منو ادد کرده بود خانومی هست که من نمیشناسمشون. اما توی پروفایلشون دیدم که فعال حقوق زنان هم هستند!!! توی این مدت 2 برنامه پاکسازی داشتند که من به دلیل بیماری شدید ( که هنوز هم دست از سرم برنداشته ) شرکت نکردم. بچه های جوان و باحالی تو گروه هستند. کلی شبها شیطونی میکردند و میخندیدند. آخرین شب من یه پست گذاشتم و احوال یکی از بچه ها رو پرسیدم که دیدم همین خانوم ادمین همونجا برای من کامنت گذاشتند که: صحیح نیست شما اینجا سراغ این خانوم رو میگیرید در حالی که هم پروفایل دارند و هم تلفن!!!! جواب دادم که شما مختارید این پست رو حذف کنید اما من مجاز نیستم که برم سرک بکشم توی پروفایل دیگرون در حالیکه هیچ رابطه ای بجز همین صفحه وجود نداره!! جای همگی خالی یه شاخ و شونه کشید که: بله من میتونم حذف کنم اما گفتم براتون توضیح بدم که شما صحیح نیست جلوی 7000 نفر سراغ ایشون رو بگیری!!! ( شکلکهای اینجا چشون شده من بهشون نیاز دارم!!!) من بلافاصله از گروه بیرون اومدم. چون برام جالب بود که نتونی سراغ کسی رو جلوی 7000 نفر بگیری اما جلو همون 7000 نفر میتونی ترور شخصیت بشی اونم از طرف ادمین فعال حقوق زنان!!!!

ای کاش به جای پاکسازی طبیعت ( که البته لازم هم هست ) اول دلامون و اخلاقیات خودمون رو با اینهمه ادعا پاکسازی میکردیم.

گواه دل


هیچ نمی دانی

       تا آنگاه که

                 دلت گواهی دهد.

- ریچارد باخ